![]() |
![]() |
|
|
در رویاها دیدم که با خدا گفتگو میکنم. پرسیدم :((چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟)) خدا پاسخ داد :((کودکی شان)) این که آنها از کودکیشان خسته می شوند،عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها،آرزو میکنند که کودک باشند. این که آنها سلامتی خود را از دست میدهند تا پول بدست آورند. و بعد پولشان را از دست میدهند تا دوباره سلامتی خود را بدست آورند. وحال را فراموش می کنند. و بنابراین نه در حال،زندگی میکنند نه در اینده این که آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند. و به گونه ای می میرند که هرگز زندگی نکرده اند. -پرسیدم میخواهی کدام درس های زندگی رافرزندانت بیاموزند؟ او گفت:((بیاموزند که آنها نمی توانند کسی راوادار کنند که عاشقشان باشد.)) همه کاری که انها می توانند بکنند این است که اجازه دهند که خودشان دوست داشته باشند. بیاموزند که درست نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند؟ بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیق در قلب آنان که دوستشان داریم،ایجاد کنیم اما سالها طول می کشد که ان زخم ها را التیام بخشیم. بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترینها را دارد. -کسی است که به کمترین ها نیاز دارد. -بیاموزند که آدمهایی هستند که آنها را دوست دارند. -فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند وآن را متفاوت ببینند. بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند بلکه انها باید خود را نیز ببخشند. |
|
+ نوشته شده در
87/06/14ساعت 12:21 توسط مریم جونی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
87/06/12ساعت 11:14 توسط مریم جونی |
|
|
اکثر غذاهایی که در سلف دانشجویی طبخ می شودکیفیت خوبی ندارد به همین دلیل دانشجوها برای غذاهایشان اسم های جالبی می گذارند،انها به کوبیده به خاطر رنگ سیاهو جنس غیر قابل جویدنش می گویند،کمربند! به کتلت می گویند دمپایی ابری! به استامبولی می گویند سلف در هفته ای که گذشت!به چلو گوشت که معمولا تکه گوشتی گندیده،بد قواره و بد بوست می گویند سنگ فضایی!و..........معمولا در غذای دانشجوها هم کشفیات جالبی رخ می دهدتکه موکت یا لباس،موی سر و سبیل اشپز،موجودات کوچولوی فوت شده و...... از معمول ترین انهاست. البته بماند که بعضی از دانشجویان برای شیطنت خودشان توی غذایشان حلزون یا سوسک می اندازند و الم شنگه به پا می کنند. همین چندی پیش چلو کباب مسموم136 دانشجو در خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی شهر.....را روانه بیمارستان کرد. حالا باز جای شکر دارد که دانشگاه علوم پزشکی بوده،تصور کنید اگر این اتفاق توی دانشکده کشاورزی رخ می داد چند نفر فوت میشدند....... اخرین گزارش ها حاکی است 81 نفر از مسمومان، توسط سه امبولانس اورژانس((115)) در 19 ماموریت و 55 نفر دیگر نیز توسط وسایل نقلیه شخصی به بیمارستان های (فرشچیان،مباشر،اکباتان،بعثت وتامین اجتماعی)ان شهر منتقل و بسیاری از انها پس از اقدامات درمانی ،مرخص شده اند.
|
|
+ نوشته شده در
87/06/11ساعت 13:1 توسط مریم جونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مریم هستم .دانشجوی رشته مهندسی شیلات , تو فصل سرد زمستون به دنیا اومدم عاشق ماه بهمنم چون بهمنی ام و تو وبلاگم هر چی که پیش بیاد می نویسم باتبادل لینکم موافقم اگه دوست دارید خبرم کنید.
|
|
RSS
|